--------------------لحظه ها ميگذرد اين .........چرا ؟؟؟؟

دست از بازي برداريد .

هيچكس نمي تواند به تنهايي از عهده زندگي بر آيد اگر ما گاه چنين وانمود مي كنيم تظاهر مي كنيم .( من خيلي خوب هستم و به كسي احتياج ندارم ) چقدر شرم آور است كه غرور سد راه ما شود.جين مي گويد من مي خواستم به جك زنگ بزنم اما نمي خواستم فكر كند كه دوستش دارم . جك مي گوييد : من شيفته جين هستم اما هيچ وقت نمي توانم آنرا بگويم .آنها هفته هاي خود را به تنهايي مي گذرانند .، مغرور ولي تنها .

اعتقاد به جذابيت و دوستي ديگران شرم آور نيست حتي اگر آنها شما را دوست نداشته باشند اگر شيفته كسي هستيد كه علا قه اي به شما ندارد نگران نباشيدبه او عشقتان را ابراز كنيد و بگوييد : هي من فكر مي كنم تو فوق العاده اي مهم نيست كه تو در باره من چه فكر مي كني اما به هر حال اين احساسي است كه من نسبت به تو دارم . قرار نيست همه شما را دوست داشته باشند اما شما مي توانيد هر كه را كه بخواهيد دوست داشته باشيد . جيم تمام هفته را براي ديدن نامزدش لحظه شماري مي كند پنجشنبه شب ماشينش را برق مي اندازد بهترين لباسش را مي پوشد بهترين ادكلن را به خود مي زند 40 كيلومتر رانندگي مي كند زنگ در را مي زند و مي گويد ( سلام داشتم از اين طرفها رد مي شد م ) ..........

لعنت بر تو چرا واقعيت را نمي گويي ؟ بگو يك هفته است كه منتظر اين لحظه بوده ام بي تاب ديدنت بودم تمام طول راه را برايت ترانه هاي عاشقانه خواندم ......

خودتان باشيد ساده صادق و بي ريا . آنهايي كه نيازمند ديگرانندو تظاهر به غير مي كنند بزرگترين بازندگان دنيا هستند .

  
نویسنده : m f ; ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸۱