---------------نه --------------------------

چگونه " نه " بگوییم؟


راستش متن رو کامل نخوندم ولی فکر کنم جالب باشه ......................




--------------------------------------------------------------------------------

برای بسیاری از خانمها " نه " گفتن كار بسیار مشکل و دشواري است، حتي اگر وقت كافي، حوصله و تمايلي براي انجام آن كار نداشته باشند.دراینجا علل این امر و راهکارهای آن توضيح داده می شود.

• " نه " گفتن باعث رنج کشیدن شما می شود
شما به عنوان دختر بچه ای کوچک از همان ابتدا یاد گرفته اید که ملاحظه اطرافیان خود را بکنید و دوست ندارید که هیچ کس را مایوس و سرد کنید. اما "نه" گفتن را امتحان و این احساس رنج را تحمل کنید.

• " نه " گفتن باعث آزار خود شما می شود
شما خودتان را به عنوان دوستی با وفا، مادری خوب و همکاری صادق تصور می کنید. با توجه به این نكته، خیلی زشت و زننده خواهد بود، اگر خواهشی را رد کنید یا از انجام آن امتناع ورزید.

• " نه " گفتن باعث می شود که شما از چشم دیگران بیفتید
در چنین حالتی شخصیت شما خدشه دار می شود و در نهایت، مردم شما را کمتر دوست دارند و تحسین می کنند.

• " نه " گفتن خطرناک است
فرد با " نه " گفتن برای خود دشمن می تراشد. پیامد این موضوع می تواند بر روی درآمد و حقوق، جوٌ خانوادگی یا ارتباطات همسایگی شما تاثیر منفی داشته باشد.
واضح است که شما خواستار روندی عادی و به دور از هیاهو در زندگی هستید و ترجیح می دهید که از گفتن یک " نه " خشک اجتناب کنید. بنابراین، یا شما بله می گویید و بعد از آن از دست خود عصبانی می شوید. یا اینکه دروغی مصلحتی می گویید که با این کار در کوتاه مدت، جوٌی مساعد ایجاد می کنید، اما در دراز مدت، خودتان را بیشتر تحت فشار احساس می کنید. خیلی راحت به خود بگویید: " نه " گفتن مشکلی را ایجاد نمی کند!
این کار، حس خودباوری شما را تقویت می کند، از شما محافظت و از هدر رفتن وقت و نیروی شما جلوگیری می کند. حتی وخامت پیامدهای آن معمولاً کمتر از آن چیزی است که شما تصور می کنید. انجام این کار به همراه آشنایی با ترفندهای روان شناسی که با آنها شما می توانید اثرات منفی " نه " گفتن را تا حد زیادی خنثی کنید، بسیار موثرتر خواهد بود.
در زیر چند نكته روان شناسی ارائه می شود تا بتوانید " نه " بگویید.
1. در سالن غذاخوری محل كار کسی از شما می پرسد: می توانم اینجا بنشینم؟ " به طور معمول جواب شما چنین است: خواهش می کنم بفرمایید، اما توجه داشته باشید که شما با این پاسخ عموماً موافقت خود را برای شروع آشنایی با اين فرد اعلام می دارید و در چنین حالت خاصی شما مجبورید که دیگر مطابق خواست او رفتار کنید.
2. رئیس یک شركتي، يكي از کارمندان خانم شرکت را برای صرف غذا دعوت می کند. آن خانم در جواب می گوید: " برای این دعوت از شما متشکرم، اما من برای خودم قانونی را در نظر گرفته ام که مسائل کاری و شخصی را به طور جدی از همدیگر جدا كنم. " او با این پاسخ به طور صریح، دعوت رئيس شركت را رد نمی کند، بلکه هنجار کلی و عرف جامعه را يادآوري می کند.
3. يکی از همکاران شما که ترجیح می دهید، با او بيشتر كار كنيد، به شما پیشنهاد می دهد که همدیگر را " تو " خطاب کنید. شما در پاسخ می گویید: "متشکرم، من این پیشنهاد را خیلی مطبوع و دلپذیر می بینم، اما من وقتی خودمانی صحبت می کنم، احساس بدی پیدا می کنم. بنابراین، فکر می کنم که بهتر است همانند سابق همدیگر را " شما " خطاب کنیم." شما با این جواب نشان می دهید که انگار برای خودمانی شدن مشکلی دارید.
4. در نظر بگیرید که می خواهید به یک کنسرت بزرگ موسیقی بروید و رئیس شما از شما خواهش می کند که آن روز را بیشتر از معمول در محل کار بمانید و اضافه کاری کنید. شما در جواب می توانید بگویید: " مسلم است که کار برای من ارجحیت بیشتری دارد.اما این بار من یک قرار ملاقات مهم دارم که به سختی می توانم آن را لغو کنم. در صورت امكان انجام کار را به زمان دیگري موکول کنید. من می توانم امشب مقدمات کار را فراهم کنم و فردا زودتر در محل کار حاضر شوم. " با این حرف، شما در هر مقام و منزلتی که هستید، قرار خواهید داشت و با این کار، ارتباط خود را با رئیس خود حفظ می کنید. به این ترتيب، هم احساس خوبی را به رئیس خود القاء می کنید و هم بزرگواری و بزرگ منشی خود را نشان می دهید.
5. مادر جوانی از شما تقاضای کمک می کند که کالسکه بچه اش را از روی پل عابر پیاده رد کنید. شما می دانید که اگر این کار را بکنید، یکی دیگر از مهره های کمر شما جا به جا می شود. می توانید بگویید: " خیلی متاسفم، من کمر درد شديدي دارم،اما می توانم از آن آقای جوانی که آنجاایستاده است، بپرسم که آیا می تواند به شما کمک کند. " با این پاسخ، شما به گونه اي رفتار می کنید که چون مشكل شديد بدني داريد، نمي توانيد كمك كنيد.

-------------------------------------
  
نویسنده : m f ; ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸۱