-----پرانا---

با عرض شرمندگی از بابت ديرکرد در نوشتن مطالب :

-----------------------------------------------------------

پرانا چيست ؟

انرژی حيات بخشی که کل هستی از آن ساخته شده جنبه های متکاثف آن کهکشانها و کازارها و موجودات روی انها را ساخته و جلوه های لطيف ان انرژی های ذيشعور را پديد آورده است.
تمام پديده های ملموس و جنبه های لطيف و پنهانی هستی از دو ذره بنيادی ، آغاز خلقت يافته اند و اين دو موج (ذره) بنام های (يين و يانگ) يا (پرانا و آپانا) ناميده شده اند هر چند که هر دو جلوه های متفاوت یک حقيقت اند ، در مکتب يوگ منشاء هستی پرانا است و پرانا سبب استمرار حيات است .
نيروی محرکه حيات در وجود انسان که منشاء آن مراکز انرژی در بدن آسترالی است پرانا است که از طريق تنفس بمصرف ادامه حيات ميرسد . اما اگر بخواهيم حقيقت پرانا را درک کنيم بايد از روشهای تنفسی خاص که تحت عنوان پراناياما از آنها صحبت می شود استفاده کنيم تا بکمک اين تکنيک ها و بر انگيختن ميل شديد و استفاده از تصوير سازی ذهنی و گسترش احساس بتوانيم انرژی حياتی را جذب و سلامتی بدن و توان روحی را افزايش دهيم ...

------------------------------------------------------

فعلا تا همين جا تا ببينم فردا .............. ولی زود به زود مينويسم اميدوارم که بازم سر بزنين

راستی از همگی بابت نظراتشون خيلی خيلی ممنون ....واقعاْ خوشحالم کرديد..........

تا فردا ............   
نویسنده : m f ; ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٢

 

گزارشي از تازه هاي توانبخشي انرژي درماني



رضاعليزاده به عنوان كسي كه در اين رشته سالهابه كار و تحقيق مشغول است توضيحاتي را در اين زمينه داده است :

” انرژي يا نيروي حيات جريان پويا و ديناميكي در بدن است و هدف آن تغذيه روحي و سلامتي است و كلآ زندگي را در ما باعث مي شود . در اين سيستم ، بيماري به معني بهم خوردن نظم چرخه نيروي حيات به وسيله هر عامل بيروني و دروني تعريف مي شود . و يك انرژي درمانگر ابتدا به شناسايي چرخه نيرو مي پردازد و در نهايت ميزان انرژي كه از زمين و ... مي گيرد بالا برده و تقويت مي كند . اين سيستم در هر سه جهت پيشگيري ، تشخيص و درمان عمل مي كند . به طور كلي انرژي درماني در امراض استخواني ، مفاصل ، ديسكها ، انواع سردردها ، بيماري هاي قلبي ـ عروقي ، گوارشي و تنفسي ( آسم و تنگي نفس ) نتايج عالي را برداشته است . از مزاياي اين سيستم كم هزينه بودن و درمان بدون عوارض و همچنين دستيابي آسان به آن است . در حال حاضر در مورد اين سيستم در اروپا تحقيقات وسيعي انجام مي شود ولي در ايران به صورت روشن بينانه به اين قضيه نگاه نمي شود .

در آخر خواهش من از دوستان اين است كه نه حرف من و امثال من را بپذيرند و نه كوركورانه نظر دهند و اگر دليل محكم براي رد اين سيستم وجود ندارد از آن حمايت و پشتيباني كنند . “

جسم ماشيني است كه قرار است مسافر روح را به مقصد معيني برساند ، راننده اين ماشين علم و دانايي است
  
نویسنده : m f ; ساعت ٧:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ فروردین ،۱۳۸٢

T.C.L قسمت ۲ قلب



جسم مانند ماشيني است كه قرار است مسافرروح را به مقصدي معين برساند. راننده اين ماشين عقل و دانايي است “

و اما از نظر قوانين انرژيكي وجود ما از تراكم انواع انرژيها خلق شده است و ما درزندگي فعلي خويش با عملكردهايمان در دو جهت متفاوت مي توانيم پيش رويم. هرچه تراكم انرژيها و فشارها در زندگي كمتر باشد شخص آزادتر و رهاتر بوده و اين رهايي با پيروي از مسائل معنوي و نزديك شدن انسان به لطافت روحي همراه است و هرچه شخص از مسائل معنوي دورتر باشد و به ظواهر دنيوي و خواهشهاي نفساني و به صورت كلي بايد گفت كه هرچه وابستگيهاي مادي در شخصي بيشتر باشد از نظر انرژيكي به تراكم و فشردگي هسته انرژيكي خود نزديكتر مي شود

ما تمام داشته هاي خود را يا متعلق به خداوند مي دانيم و يا متعلق به خودمان. به عبارتي در ديدگاه مادي ما، هركاري را يا براي رضاي خدا انجام مي دهيم يا براي ارضاء خواسته هاي نفساني خويش. ولي متاسفانه هميشه عملكرد ما منتي براي همنوعان به دنبال دارد كه توقع داشتن نيز به دنبال منت گذاشتن اعمال مي شود.

در بي عملي شخص خود را وسيله اي در برابر اراده خداوند تصور كرده و بر اين اساس پيش مي رود و هميشه به نفس عمل بهاء مي دهد و مي پذيرد كه نتيجه متعلق به خداوند است.

بي عملي، يعني در لحظه زيستن، نه گذشته ارزش فكر كردن دارد نه آينده ارزش انتظاركشيدن.

يكي از توصيه هاي بنده به سخن مولا علي ( ع ) بر مي گردد كه مي فرمايند

”نااميدي گناه بزرگي است.“

و مي توان گفت واقعا گناه بزرگي است. چون نااميد كسي است كه به خداوند مي گويد: نمي تواني، درصورتيكه اين ما انسانها هستيم كه نمي توانيم و نمي فهميم و هنوز علم بسياري از مسائل را پيدا نكرده ايم .خداوند قادر و تواناست و انسانهاي بسياري بوده3اند كه در مسائل خود نااميد نشده و با توسل درست به درگاه الهي در يماريهايشانشفا گرفته اند و در مسائل زندگيشان راه گشايي شده است و شرط اين عنايت الهي نااميد نشدن و از اعماق وجود متوسل شدن است

به علت پيوستگي و ارتباط تنگاتنگ، اين هاله ها و عوالم به حدي با وجود ما يكي شده اند كه هيچوقت وجود آنها را حس نكرده ايم. همچنان كه ماهي دريا را و آب را نفهميده است. تنها زماني به اين درك مي رسيم كه مثل ماهي از آب خارج شويم يعني هنگاميكه زمان مرگ فرا رسد. به همين دليل حضرت محمد (ص) مي فرمايند: خداوندا، بميرانم قبل از آنكه بميرم. و يا مي فرمايند بيشتر مردمان، پس از مردن بيدار مي شوند.

ما در طول زندگي با اعمالمان روي اين حـوزه انرژيكي تاثير مي گذاريم و رنگ و فرم آن را تعيين مي كنيم و چون اين حوزه انرژيكي هميشه سوار بر جسم ماست در نتيجه هر وضعيتي كه در آن ايجاد شود واكنش آن را روي جسم و دنياي فيزيكي احساس خواهيم كرد و اين تعريف كارما از نظر انرژي مي باشد.

-------------------------------------------------
نظرات يادتون نره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   
نویسنده : m f ; ساعت ٧:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ فروردین ،۱۳۸٢

T.C.L

پس از مطالعات و تحقيقات فراوان روي انسان و زندگي انسانها متوجّه شدم كه انسانهاي عصر حاضر علي رغم پيشرفت هاي بي شمار در علم تكنولوژي وفن آوري ها وابداعات و اكتشافات خارج از تصوّر در قياس با گذشته كه خبري از اين علوم نبود ، بجاي اينكه به آرامش ، آسايش و حلّ مسائل و مشكلات برسند ،روز به روز آسايش خود را از دست مي دهند و بلاتكليف يها و سرگرداني ها و نا آرامي ها و عصبيّت ها جايگزين آرامش و اطمينان قبلي در انسانها مي شود ، و وقتي در موضوع فوق دقيق شدم علّت و ريشه اصلي وضعيّت پيش آمده را درعدم تعريف و شناخت درست از انسان ديدم ، و به اين نتيجه رسيدم كه ما انسانها قبل از اينكه وجود و ماهيّت خود را بشناسيم و بجاي اينكه اوّل خودمان را تعريف كنيم و بنابر تعريف انجام شده وسايل راحتي خود را بسازيم فقط سود شخصي و صرف درآمدهاي كلان را معيار قرار داده ايم كه البتّه اين رويّه نتيجه اي جز افزوده شدن به مشكلاتي كه همگي شاهد آن هستيم نخواهد داشت پس از رسيدن به نتيجه فوق مطالعات خود را در جهت شناخت ابعاد مختلف انسان ادامه دادم و سرانجام انسان را در چهار چوب خاصي تعريف نموده و سيستمي براي داشتن يك زندگي متعالي براي انسانها ابداع نموده ، و آن را T.C.Lيا شناخت متعالي حيات نامگذاري كردم . تعريف انسان از ديدگاه بنده به اين صورت است: (( جسم مانند ماشيني است كه قرار است مسافر روح را به مقصد معيّني برساند راننده ((.اين ماشين عقل و دانايي است

:كه بر اساس تعريف فوق انسان به چهار بخش عمده تقسيم مي شود

جسم فيزيكي 2- احساس 3- فكر 4- روح

البتّه لازم به ذكر است كه متاسّفانه در دنياي كنوني تمام سرمايه و تلاش ما انسانها معتوف به جسم و فيزيك شده است ، در نتيجه از سه بخش مهم احساس ، فكر و روح غافل شده ايم و بنده افزوده شدن هر روزه مشكلات و معضلات را در فراموشي اين سه بخش مهم مي دانم . هدف عمده T.C.L پرورش و شناخت سه بخش احساس ، فكر و روح همزمان با فيزيك مي باشد ، چون اين چهار بخش يكجا به ما اعطا شده اند و همگي كاملا به يكديگر وابسته بوده و روي همديگر تاثير گذارند و هر مشكلي در هركدام از اين ابعاد چهار گانه مي تواند روي كلّ سيستم انسان تاثير گذاشته و مشكلاتي را فراهم كند . كه ما با سيستم T.C.L سعي مي كنيم انشاالله قدمي در جهت كاستن و به .حدّاقل رساندن مشكلات بشريّت برداريم



يكي از شاخه هاي سيستم نوين (T.C.L),( طب نيروي حياتVITAL FORCE EDICINE)

مي باشد كه با نگرشي جديد و تكنيكهاي منحصر به فرد ارائه مي شود. در اينجا سعي شده تعريف مختصري از روش فوق ارائه شود. انشاءالله در آينده به صورت جامع تري به آن خواهيم پرداخت

معرفي طب نيروي حيات

طب در دنياي كنوني به 2 زير گروه بزرگ تقسيم مي شود:

1- پزشكي رايج يا مدرنMedicine))

2- پزشكي كل نگر يا جامع نگر يا مكمل(Alternative Medicine)

پزشكي جامع نگر يا طب كل نگر عبارتست از كليه روشها و تكنيك هايي كه بتوان آنها را در جهت پيشگيري بيماريها و درمان علت بيماريها استفاده كرد.

طب كل نگر يك نگرش كلي گرا، منطقي و اصولي به انسانها و طبيعت است كه در جهت پيشبرد سلامتي و بهبود بيماري به تشخيص و درمان بيماريها مي پردازد.

تعدادي از شاخه هاي اين طب عبارتند از: گياه درماني، انرژي درماني، طب سوزني، هاميوپاتي، مغناطيس درماني ، رفلكسولوژي، شفاي كوانتومي، كايرو پراكتيك، موسيقي درماني، آيورودا، حجامت واستئوپاتي و.......

از ديدگاه علوم مادي نگر غربي، انسان محدود به بدن مادي و كالبد جسمي خود مي باشد و متشكل از اجزاء و اعضاي مختلفي است كه روابط آنها تنها بر اساس ارتباطهاي شيميايي پيجيده اي شكل مي گيرد كه بقاي كل سيستم را امكانپذير مي سازد. در حقيقت اين ديدگاه((نيوتوني)) بدن را يك جسم جامد مي پندارد ولي در طب كل نگر ، كل موجود زنده در نظر گرفته مي شود نه تنها اعضا و جسم وي بلكه روح و روان نيز در كنار جسم اهميت داده شده و بررسي و درمان مي شوند. در اين طب عقيده بر آنست كه اگر بخواهيم انساني را عضو به عضو مورد معالجه قرار دهيم بجاي درمان او را قطعه قطعه ميكنيم، زيرا ابعاد چهارگانه انساني يعني ابعاد فيزيكي،‌روحي رواني، احساسي و عاطفي بايد باهم بررسي شود.

لازم به ذكر است كه در طب سنتي مشرق زمين دركشورهائي مثل ايران، چين و يونان كه قدمت آنها فراتر از تاريخ پزشكي آمريكا و اروپاست نحوه برخورد و ارزيابي بيماران به همين ترتيب كل نگري بوده است و پس از تشخيص علت، درمانهاي طبيعي براي مداوا بكار برده مي شد.

طب نيروي حيات يا Vital Force Medicineچيست؟


همانطور كه گفته شد يكي از شاخه هاي درماني Medicine Alternative: انرژي درماني مي باشد كه مابانگرشي عميق تروگسترده تر به جاي انرژي درماني سيستمي ابداع كرده ايم كه آنرا ((طب نيروي حيات))يا ((Vital Force Medicine))نام نهاده ايم كه انشاءالله تركيب اين سه واژه فارسي وانگليسي جديد راكه درطول تاريخ وارث آن بوده ايم را بانگرشي جديد تر مبتني برعلم روزمعرفي خواهيم نمود.

. در سيستم ابداعي اينجانب طب نيروي حيات يا Vital Force Medicine عبارتست از يك جريان ديناميك با شعور و پوياي حيات در بدن،‌كه از ما و طبيعت و تمام جانداران در حال گذر است و هدف آن تغذيه روحي، سلامتي و به حركت در آوردن چرخه حيات است.

دنيا از بي نهايت رشته هاي انرژي تشكيل شده، البته اين رشته هاي انرژيكي همان رشته هاي نور يا آگاهي مي باشند(خداوند نورآسمانها وزمين است - سوره نور آيه 35 ) ، ما انسانها تنها مخلوقاتي هستيم كه همه انواع انرژيهاي شناخته شده و نشده را بصورت فشرده شده و لطيف در وجود خود داريم و به همين دليل هم اشرف مخلوقات مي باشيم.

نيروي حيات قدرتي است كه در كل مواد آفريده شده اثر مي كند وپويا وباشعورو زنده است. همانطور كه گفته شد دنيا از بي نهايت رشته هاي انرژيكي تشكيل شده است كه تعدادي از اين رشته هاي انرژيكي از وجود ما در گذراند و تجمع اين رشته هاي انرژيكي حوزه انرژيكي ما انسانها را تشكيل مي دهد كه در توصيف اين حوزه انرژيكي را هاله يا Aura مي ناميم.

اين حوزه انرژيكي نسبت به نوع و شكل انرژي و نحوه تركيب انواع انرژيها و تأثيراتي كه ما انسانها با اعمالمان بر روي آن مي گذاريم رنگ و فرم و لايه هاي خاص خود را تشكيل مي دهد.



در نقاطي از وجود ما اين رشته هاي انرژيكي همديگر را قطع مي كنند كه به اين نقاط ((چاكرا)) گفته مي شود. كه البته نسبت به تعداد رشته هايي كه به هم مي رسند چاكراهاي فرعي و اصلي تشكيل مي شوند. چاكرا يك لغت سانسكريت است به معناي چرخه يا چرخه انرژي كه در روشها و سيستم هاي مختلف نامهاي مختلفي بر آن داده اند. در مدي تيشن به چاكرا، چرخه هاي نوريا آگاهي گفته مي شود در سيستم هاي شمني گرداب انرژي يا آريماگ، درسيستم هاي دائوذن، گونگ فو و كلا چين و ژاپن، دانتين، در يهود سفيروت و در عرفان اسلامي، هفت لطيفه، هفت شهر عشق، هفت نفس ودرقران كريم سبع طرائق گفته مي شود.(بحقيقت آفريديم بربالاي سرشما هفت طبقه روي هم سوره مومنون آيه 17). به انرژي و انرژي درماني كه ما آن را طب نيروي حيات مي ناميم در مكاتب و سيستمهاي مختلف نامهاي مختلفي اختصاص داده شده است مثلا: در مصر باستان بنام ka :و در بابل باستان بنام Pneumaو در چين و ژاپن Reikiو در يهود(قبالا)jesod يا نور اثيري، در قبايل آفريقاي Megebe و اسكيموها بنام Elima، دريوگا بنامPrana، در بين سرخپوستان برزيلي hasina، در بين شمن ها بنام wakan،‌در بين صوفيان بنام بركت، در بين جادوگران بنام طلسم، در بين كيمياگران بنام آب حيات و فيثاغورث آنرا آتش مركزي وبالاخره راهبان قديم به آن نيروي اوديك مي گفتند و بقراط با عنوان گرماي درون به آن اشاره مي كند و در نهايت همكار فرويد (روانشناس مشهور) بنام دكتر ويلهلم رايش آن را بيوانرژي، انرژي كيهاني يا اورگون orgone ناميد وفصل مشترك تمام اديان آنرا دعا هم ناميده اند .هرچند كه به اعتقاد بنده جبرئيل امين آنرا در آيات كثيري بنام : نورسموات والارض و آنچه بين آنهاست به نبي اكرم وحي فرمود ودرقران كريم به عالم بشريت معرفي نمود . اين روش درماني(طب نيروي حيات) تا كنون پاسخگوي دسته بزرگي از بيماريها بوده است، گروهي از بيماريها مثل امراض اسكلتي عضلاني، سردردها، مشكلات اعصاب و روان، دردهاي گوارشي، بيماريهاي قلبي تنفسي از اين دسته اند. كه جواب مناسب و قابل قبولي داده اند. البته حاد و مزمن بودن بيماري، نوع بيماري، شدت بيماري ها و از همه مهمتر علت ابتلا به بيماري از نقطه نظر قوانين انرژيكي مسلما در ميزان و نحوه تاثير گذاري و بهبود موثر خواهد بود در زمينه درمان هم محدوديت سني و جنسي وجود ندارد و همه افراد مي توانند از آن بهره برند.

در روشهاي انرژيكي اعتقاد داشتن شرط لازم نيست وچه فرد درمان شونده معتقد باشد وچه نباشد انرژي انتقال يافته و در نهايت اثر آن در فرد ظاهر خواهد شد.

تا كنون هيچگونه عارضه جانبي زودرس يا ديررس از روش هاي درمان با انرژي در هيچ نقطه دنيا گزارش نشده است.

در دنياي كنوني با وجود پيشرفتهاي بزرگ در طب مدرن متاسفانه هنوز بيماريهاي صعب العلاج مثل سرطانها، بيماريهاي مادرزادي و… وجود دارند كه طب نوين از درمان آن ناتوان است كه اين روش درماني روي گروهي از آنها موثر مي باشد و هيچ محدوديتي در درمان با اين سيستم و هيچ نوع بيماري وجود ندارد و تنها در ميزان تاثير بخشي و نوع درمان تفاوت خواهد بود. تعداد جلسات و زمان درمان به نوع بيماري، سن بيمار، حاد يا مزمن بودن، ميزان شدت بيماري و …. بستگي دارد واز فردي به فردي ديگر متفاوت است ولي به صورت كلي از اولين جلسه تا پنجمين جلسه درماني مي توان سير بيماري را در وضعيت درمان شونده تشخيص داده و در صورت سير بهبودي جلسات ادامه خواهد يافت به عبارتي اگر تا جلسه پنجم هيچ گونه تغييري به سمت بهبودي در حال بيمار صورت نگيرد، درمان متوقف خواهد شد.

احساس نكردن انرژي در هنگام درمان توسط عده أي از بيماران دليل بر عدم تاثير انرژي نمي باشد زيرا دريافت هاي انرژي و حسهاي حاصل از آن متفاوت بوده و در عده أي به شكل گرما، گزگز و ضربان و در عده اي به صورت سبك شدن، خواب آلودگي،‌ريلكس شدن و… خود را نشان مي دهد.و چون انرژي خود داراي شعور است تاثير خود را بر روي ارگان هدف خواهد گذاشت. هيچگونه دارو يا روشي در كل سيستم هاي طب رايج و كل نگر در دنيا وجود ندارد كه پاسخي يكسان براي كليه بيماران داشته باشد.

انرژي منتقل شده به افراد هيچ تاثير سوء يا زيان باري براي فرد درمان شونده و ساير افرادي كه با او در تماس اند نخواهد داشت و هيچ محدوديتي در تماس و ارتباطات پس از دريافت انرژي براي فرد وجود ندارد.

تعريف بيماري :

بيماري عبارتست از بهم خوردن نظم چرخش نيروي حيات در بدن و ناهماهنگي چاكراها و نصف النهارهاي گذر انرژي در تبادل انرژي و به عبارتي بهم خوردن نظم شعور سلولي ياورودآگاهي ناهماهنگ كه باعث انسداد يا عدم حركت صحيح نيروي حيات در بدن مي شود.

تعريف درمان
زمانيكه عوامل بيماريزا از بدن خارج شوند، و محل نفوذ بيماري بسته شود و هيچ عارضه جانبي هم در اثر عمليات درماني به جاي نماند و نيروي حيات در تعادل كامل باشد، مي توان گفت عمليات درماني به صورت كاملا موفق انجام گرفته است.

يك درمانگر انرژي با شناخت ساختار انرژيكي بدن خويش و چاكراها و مسيرهاي انرژيكي و اينكه چگونه انرژي را از زمين، هوا، محيط بگيرد اين انرژي را متمركز و هدايت مي كند. اين انرژي در همه كس و همه جا وجود دارد و تمام افراد با هر شرايط سني و هر تحصيلاتي قابليت فراگيري روشهاي بكارگيري آنرا دارند و مستلزم داشتن هيچگونه زمينه قبلي نمي باشد.

در سيستم ابداعي اينجانب دانشجوياني كه براي يادگيري اين روش مراجعه مي كنند، ابتدا با ساختار انرژيكي و چرخه هاي انرژي وجود خويش آشنا مي شوندسپس با هدايت انرژي توسط اينجانب، چرخه هاي انرژي در وجود دانشجويان فعا ل مي گردد.

در مرحله بعدي هدايت و تمركز انرژي را فرا مي گيرند در نهايت با ساختار انرژيكي بيماريها و نحوه تأثير گذاري روي هر بيماري و تشخيص بيماريها از نظر انرژيكي آشنا شده و بدينوسيله توانايي درمان توسط انرژي را پيدا مي كنند و به صورت درمانگر انرژي شروع به درمان بااستفاده ازبكارگيري نيروي حيات مي نمايند.



بيائيد تا همگي دست در دست همديگر جامعه أي سالم و زيبا بسازيم و اين هنگامي مسيرمي شود كه هم اكنون خود سازي را شروع كنيم.

رضا عليزاده- بنيانگذار سيستم نوين (T.C.L) شناخت متعالي حيات
( Transcendental Cognition of Life)
آدرس وب سايت: www.rezaalizadeh.com
  
نویسنده : m f ; ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ فروردین ،۱۳۸٢

 

سال نو مبارک   
نویسنده : m f ; ساعت ٥:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ فروردین ،۱۳۸٢